تبليغاتX
آتیش پاره ها
دوست داشتن هميشه گفتن نيست گاهی سکوت است ونگاه
 زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست

           هر کسی نغمه  ی خود خواند و از صحنه رود

                            خرم آن نغمه بود که مردم بسپارند به یاد 

این پست جدید نیست خوشگله....یکی بپر پایین....

سه تا آتیش پاره ی باحال........

                                          مهسا و مژگان و فائز

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389ساعت 14:18  توسط مهسا جون  | 

سلام به همه دوستای گلم م م...

وای نمی دونید چقد دلم تنگیده بود د د د د.... ....

نمی دونستم چی بذارم؟؟؟ولی دیگه دلو زدم به دریا گفتم حالا چی بذارم مهم نیست مهم اینه بیام م م م م م


خوب از کیه من آپ نکردم...خیلی وقته ...اول معدلمو بگم:19.85می دونم کمه...

ولی خوب تنبلی دیگه چه میشه کرد...

اوف ف ف راستی فوتبالیاش بیان وسط که از فردا نه پس فردا لیگ

در پیت مام شروع میشه ه ه ه ه.ما که تا همین چند وقت پیش کتاب جلومون بود ...


حالا بیخیال الان تموم شده نه؟؟؟؟؟؟؟؟


اول اینکه دوتا عکس از هامیونگه خودمون آوردم بقیشم مختلطه ه ه ه ه در هم وبرهمه ه ه ه ه

عشقه منه این پسر خیلی دوست داشتنی ی ی ی .ولی حیف که اول فیلمه مرد د د بنده خدا.


اینم یه جمله مامانی تقدیم به دوستای جیگلم م م ....

در دوست داشتن دو یار به هم خیره می شوند ؛
و در عشق دو یار با هم خیره می شوند ؛

خوب با تعطیلات چه می کنید .اوه راستی عیدتون مبارک ک ک 

من دیگه برم.فداتون بشم الهی یی .قربونتونم بشم م م  من.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 22:3  توسط مهسا جون  | 

سلام به همه ی دوستای نازم

امروز با عکسای مسعود شجاعی گلم اومدم.خیلی توپ عکساش .بچه تو اسپانیا

ترکونده ه ه ه ه.امیدوارم خوشتون بیاد

راستی نظرتون راجع به قالب چیه؟؟؟؟؟

 

 

بقیشم ادامه مطلبه

نظر

نظر یادتون

نظر یادتون نره هاااااااااا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:48  توسط مهسا جون  | 

سلام به همه دوستای نازنینم.امروز با معرفی سریال افسانه جامیونگ گو اومدم

 که جومونگ 3 هستش .

.راستی پست قبلیرم کامل کردم.نمی دونم چه جوری ادامه مطلب پاک شده

 بوددددددددددددددد.

امیدوارم خوشتون بیاد.فعلا خداحافظ.

 

PardisFun.Com

در امپراطوری نانگناگ طبل افسانه ای جامیونگی بود که خود به خود صدا می داد.شاهزاده خانم جامیونگ و ناک رانگ در یک روز و یک زمان و از دو مادر و یک پدر متولد می شوند. بزرگان می گویند یکی از این شاهزاده خانم ها ناجی کشور و دیگری ویران کننده کشور خواهند شد .مادر شاهزاده خانم ناک رانگ از قدرت خانوادگی اش استفاده می کند تا دخترش را بعنوان ناجی معرفی کند و شاهزاده خانم جامیونگ که حالا مورد سوء ظن همه و بعنوان ویران کننده شناخته می شه و خودش و مادرش مورد حمله قرار می گیرند که به صورت معجزه آسایی نجات پیدا می کنند و مخفیانه بین مردم ادامه حیات می دهند . سال ها می گذرد و او بزرگ می شود و وقتی از اصل خود باخبر می شود به قصر بر می گردد و این شروع ماجراهای شاهزاده خانم جامیونگ است

بازیگران جومونگ ۳

جومی ریونگ : متشکرم - دوستت دارم - سانی

جانگ ریو وون : سام سون - تو از کدوم ستاره ای

جانگ کیونگ هو :گرگ و میش - متاسفم دوستت دارم - زیبای ۱۸ ساله

نام: 자명고 / Ja Myung Go

نام های شناخته شده: 왕녀 자명고 / Princess Ja Myung Go

نام های دیگر: The Royal Princess of Ja Myung Go / The Story of Self Destruction

نوع فیلم: Historical, period, romance

تعداد قسمتها: 50

شبکه پخش: SBS

تاریخ ساخت: 2009-Mar-10 to 2009

زمان پخش: Monday & Tuesday 21:55

Related Series: The Kingdom of The Winds

بازیگران

Jung Ryu Won as Princess Ja Myung

  • Lee Young Yoo as Ja Myung (child)

Park Min Young as Princess Ra Hee / Princess Nak-rang

Jung Kyung Ho as Prince Hodong

  • Kang Soo Hwan as Hodong (child)

Moon Sung Geun as King Daemusin

Kim Sung Ryung as Mo Ha So (Ja Myung's mother)

Hong Yo Seob as Chae Ri (Ja Myung & Nak-rang's father)

Lee Mi Sook as Lady Hae (Nak-rang's mother)

Lee Joo Hyun as Wang Hol

Yeo Wook Hwan as Il Poom

Park Hyo Joo as Chi So

Sung Hyun Ah as Song Maesolsoo

Kim Ga Yun as Yeo Rang (Hodong's aunt)

Lee Han Wie as Moonaru

Ji Sung Won as Dong Go Bi

Go Soo Hee as Mo Young Hae

Jo Mi Ryung as Mi Chu

Kang Ye Sol as So So

Lee Won Jong

Jang Ji Eun

Ahn Suk Hwan

Park Jung Woo

Jang Doo Yi

Kim Hak Chul


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 18:23  توسط مهسا جون  | 

سلام به همه دوستای نازنینم.

امروز چندتا عکس از سریال امپراطوری بادیها آوردم امیدوارم خوشتون بیاد و تکراری نباشه.چون خیلی

وقته اینارو داشتم و وقت نمی کردم بذارم.حدودا"۳۰تا عکسه.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 15:38  توسط مهسا جون  | 

سلام به همه  دوستای گلم خوبیییین؟؟؟؟؟؟؟

بلاخره یه فرصت خوب گیر آوردیم که آپ کنیم .......اینقده سرمون شلوغ بود که نگو دلمون برا  همتون

خیلی خیلی  خیلی خیلی خیلی خیلی تنگ شده بود د د د د

خوب دیگه از اونایی که یدمون بودن مرسی.........

خب حدودا" ۱۹ ساعت تا عید مونده..... پیشاپیش....

عیدتون مباک .

 

خب الان با چندتا عکس از Kim Hyun Joongآوردم.بازیگر سریال Boys Before Flowers.امیدوارم خوشتون

بیاد د د د د.

فعلا خداحافظ ظ ظ ظ ظ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 20:23  توسط مهسا جون  | 

سلامی دوباره به همه دوستای نازم

حالتون شیطوره؟؟؟؟؟؟

خوبید؟؟؟

خوب حالا بزنیم تو نخ بازیگرای هالیوودی......خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟

امروز یه سری عکس از john simm بازیگر سریال زندگی در مریخ آوردم...امیدوارم خوشتون

بیاد من که خیلی دوسش دارم.بامزس.

بقیشم ادامه مطلبه

نظرا یادتون نره هااااا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 18:47  توسط مهسا جون  | 

سلام به همه دوستای نازیننم

حال شما جطوره ؟؟احوال شما چطوره؟؟؟؟؟

مامان ؟؟؟بابا؟؟؟خاله ؟؟عمه؟؟عمو ؟؟داییو.......بقیه خوبن؟؟؟؟؟

خوب فردا یه روز خیلی خیلی مهمه.اگه گفتید چرااااااا؟

چون که یه فرشته نازو کوچولو و مامانی به نام مژگان ناز نازه به دنیا می یاد.یه دنیا شادی و خوشی

و.....برا بابا و مامانی و من که ۲۸ روزم بوده به ارمغان میاره.چون چی؟؟؟چون برای اولین بار بوده که

 خاله ی یه ناز نازیه بامزه شدم.به به

مژگان جونم تولدت مبارک خاله جون ن ن ن

به افتخار تولد مژگان جونم یه سری عکس از سریال Iljimaeآوردم به همرا معرفی سرریال...

امیدوارم خوشتون بیاد.

اطلاعات سريال

نام سریال :  Iljimae

ژانر : تاریخی

تعداد قسمت ها : 20

محصول شبکه :  SBS

خلاصه:

در دوره ی سلسله ی جوسئون ، ریانگ در روز به عنوان یک گانگستر بی فایده در بازار فعالیت میکرد اما در شب او یه دزد جوانمرد است کسی که از دولتمردان فاسد صاحب منصب دزدی میکرد تا به فقیران بدهد. 

شهروندان فقیر فقط اون را به عنوان « ایل جی مائه » می شناختند.

بونگ سون دختری خنده دار است که دارای هنر جنگی خوبی است و به عنوان یک کلاه بردار زندگی می کند. او فقط عاشق ریانگ است و  حاضر است جان خود را برای او بدهد.

یون چئه دختر یک دولتمرد صاحب منصب است و ذات خوبی دارد و به مردم بدبخت کمک می کند. او ایل جی مائه رو یک بار با شانس دید و داستان خوش عشق آنها آغاز شد. هر چند، او ایل جی مائه رو در موقعیت خطرناکی قرار میدهد چون یک افسر گارد سلطنتی نیز او را دوست دارد.

بازيگران
* Lee Joon Ki as Iljimae / Yong / Lee Geom
* Han Hyo Joo as Eun Chae
* Lee Young Ah as Bong Soon
* Park Shi Hoo as Shi Hoo / Ja Dol

عکساشم ادامه مطلبه.خیلی نازن نبینید از کفتون رفته ه ه ه

 

اینم یه عکس از برنامه کودکش :

اینم یه عکس از پشته صحنش:

 

راستی به طرفدارای لی جونکیه عزیز هم توصیه می کنم حتما ادامه مطلبو ببینن...چون نصفش عکسای

لی جونکیه.واینم عکس جای دی وی دی هاشه.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 14:51  توسط مهسا جون  | 

سلام به همه دوستای گلم

خوبید؟؟؟؟؟

چه خبرا؟؟؟

خوش می گذره؟؟؟

چه خبر از محرم؟؟؟؟

امیدارم تو این روزا هر کی هر حاجتی که داره خود آقا امام حسین (ع)چاجتشو بده

امروز به درخواست دوست گلم از مامان پوم عکس آوردم.

اسم اصلیش:کنگ هیو جین هستش که قبلنم یکی از فیلماشو واستون معرفی کردم.اسمش

سلام معلم من بود.توی پست بعدیم فیلمو گرافیه جانگ هیوک رو می زارم.

راستی

خیلی دوستون دارم

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 15:59  توسط مهسا جون  | 

سلام به همه دوستای نازم

به همه اونایی که اندازهی یه دنیا دوسشون دارم و تا دنیا دنیااس دوسشون دارم م م م

الهی قربون همتون برم که بالاخره شده حتی یه سره کوچولوام بهمون میی زینید.

راستی تولد صدف جونمم پیشاپیش مبارک باشه

ایشالا به هر آرزویی که داری برسی

بوس

بوس

بوس

می بوسم تک تکتون رو از راهه دور ر ر ر

قربونتون برم.راستی بریم سر اصل مطلب و اونم این که امروز چون البرز جون خواسته بود از

جومانگ عکس آوردم.ولی نمی دونم شاید قبلنم اینارو دیده باشه

باید به بزرگواری خودش ببخشه دیگه ه ه  ه

قربونتون برم م م م .دوستون دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه نه؟؟؟؟؟

بقیشم تو ادامه مطلبه ه ه ه

راستی تو نظرای نازتونم بگید از کیا بذاریم.....

بگیدااااااا.

ببینیند من چقد دارم اصرار می کنم.

راستی

راستی

راستی

شب یلدارم پساپس تبریک می گم بهتون

دیشب بهتون خوش گذشت....؟؟؟؟

هندونه(قارپوز)خوردین؟؟؟

فداتون بشم.قربونتون برم فعلا"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 16:55  توسط مهسا جون  | 

سلام به همه دوستای نازمممممم

امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه

به تلافی اون چند هفته ای که آپ نکردیم می خوام این چند روزه یه عالمه آپ کنم.

امروز از جیونگ جون هو بازیگر سریال آخرین رسوایی آوردم امیدوارم خوشتون بیاد...

راستی یه ذره ام شبیه مجید اخشابی....یه ذره هااااااا

راستی عیدتونم مبارکککککک


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 12:9  توسط مهسا جون  | 

سلام به همه دوستای گلم

خوووووبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوش می گذره؟؟؟

خیلی بی معرفت شدید.....چرا دیگه سر نمی زنید؟؟؟؟؟

ها ها ها؟؟؟

زود باشید جواب  بدید

تازه شنبه ام تولدم بوددددددد

چند تا عکس از سریال آخرین رسوایی واستون آوردم

نظر یادتون نره هااااااااااااا

اینم یه عکس از کنسرت علی عبدالمالکی خودم اینو گرفتم...جاتون خالی خیلی خوش گذشتت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 21:57  توسط مهسا جون  | 

سلامممممم به دوستای گلم

خوبین؟

خوشین؟

سلامتین؟؟؟؟

چه خبرا؟؟؟

خوش می گذره؟؟؟؟؟

به من که اصلا خوش نمی گذره......

ای بابا.......امروز با یه سری عکس از پرسپولیس اومدم.همون پرسپولیسی که

قلب شیر داشت و الانم داره ه ه ه

فقط بدونه امپراطورش........

افشین جون خواهش می کنیم برگرد.....خدایا ا ا ا...........

ای خدا یه ذره دیگه به پرسپولیس کمک کن و هواشو داشته باش......

وای ی ی ی ی ی ..............

افشین جونم الهی قربونت برم.......

وای ی ی ی خلیلی رو....الهی ی ی

افشین امپراطور ..............چشم حسوداشم کور

چه تو پرسپولیس بودی و چه  حالا که رفتی امیدوارم همیشه موفق 

باشی.ولی برگرد 

آهای بچه شیرای قرمز تک تک تون  رو می دوستم......

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 15:46  توسط مهسا جون  | 

سلام به همه دوستای گلم م م.نمی دونم نمی دونم نمی دونم چرا خیلیا دیگه بهمون سر

نمی زنن.............

شاید فکر می کنن ما دیگه دوسشون نداریمو به خاطر همین خبرشون نمی کنیم نه نه نه

سخت در اشتباهن اینو بدونن که وقت نداریم م م م.

ولی هموناییم که میانم بدونن که خیلی گلن .... البته اوناییم که نمیاینم هستنا ا ا ا...........

یک دو سه همه بیخیال غصه ه ه ......بیخیالی طی کن عزیزم که زندگی دوروزه .....راست می

گه ه ه ها ها ها .واقعا زندگی دوروزه.

امروز یه چندتا عکس از ستاره ی خوش شانسیه من که یه فیلمه تایوانیه عکس آوردم

امیدوارم خوشتون بیاد.......

راستی تولد علی کریمی رو هم به همه هواداراش من جمله خودم تبریک می گم

م م م.

دوست جونام بازم می گم خیلی گلید همتون.

 

 

راستی یادش به خیر یه مدت تو قرمزته امضام این بود:

 

                      

آخییییییییییییی

دلم خیلی تنگیده ه ه.

خوب حالا عکسا ا ا:

اینا رودارید هر سه تاشون خیلی نازن و دوست داشتنی.....

اینی که من خیلی دوسش دارم اینه:

 

اینم یه عکس مامانیو متحرک.

                           

این عکسه چقد بکش بکشه ه ه ه ه.

خوب اینم یه عکس دسته جمعیییییی

                                  

خوب اینم یه عکس متحرک دیگه  ه ه

                                    

اینم یه صحنه از فیلم:

اینم یه عکس باحال ل ل

 

اینم یه عکس خوشمل ل

مسابقه  ه ه ه ه ه

خوب سوال:اگه گفتید این عکسرو ما قبلا کجا گذاشته بودیم؟؟؟؟؟؟

خوب دیگه خداحافظ ظ ظ

قربونتون برم م م.

نظر یادتون نره هاهااااااااااااا

راستی ی ی

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 18:48  توسط مهسا جون  | 

سلام م م م

خوبید؟؟؟؟

چه خبرا خوش می گذره؟؟؟؟

قربونتون برم من ن ن .

میسی که اومدین و نظر دادین از همتون ممنونم

راستی ستاره ی نیلی عزیزم(نیما جون)اگه دقت کنی اسم خودتم می دیدی.

 

و یه دوستی که اسمش مهسا بود وی ی یی  با هم هم ناممم که هستیم م م ....اگه بازم بیاد بسی

خوشحال می شم.

حالا یه چندتا عکس از مامان پوم تو سریال متشکرم.

 

 حالام یه چندتا عکس عاشقانه:

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 15:12  توسط مهسا جون  | 

سلام

سلامی به گرمیه لباتون و به سردی دستاتون

سلام به همه دوستای گلم ......

سلام به همه اونایی که خیلی دوسشون دارم........

سلام

سلام

 سلام.

امروز دلم خواست بیامو یه دردلی با تک تکتون داشته باشم یعنی با تمام کسایی که الان جزو

دوستام محسوب می شن.......

اول می خوام از اونایی که همیشه تو وبلاگمون بودن شروع کنم اونایی تمام لحظات پیشم

بودن("نگید شما سه نفریداااااا این فقط از طرف منه شاید نظر فائزه و مژگان جان با من تفاوت

داشته باشه")

خوب اینجا اولو دوم  و سوم نداریم یعنی به ترتیب نام نبردن......

 اول اونایی که وبلاگاشون در رابطه دلنوشته ها شون  بوده شروع می کنم:

اول از همه ساغر نازم م م که عزیز دلمه ه ه.خیلی دوسش دارم .....خیلی بامرام  و با

معرفته.مثل ابجیم دوسش دارم م م......همیشه همیشه تو ذهنمه ه ه

بعد از ساغرم سحر جونمهه هههههه که خیلی ناززززز.خیلی دوسش دارم.عزیز دلم ه ه ه

بعد از اونم گیس بریده جونمممممممم.که خیلی خیلی دوسش دارم.در کل پسره ه  خوبیه

ه ه ......

و معصومه جونم...نمی دونم چرا ولی تو نوشته هاش یه دوست داشتنو نسبت به خودم

می بینم ...خیلی گله... دوسش دارم.....

علی تیفوسیه عزیزم که خیلی گله ه ه و با مرامه ه ه.از بروبچه های گل قرمزته هستش

مثل سحر و معصومه و پری....یادش به خیر دورانی باهم داشتیم کاش می شد یه جا دیگه

همون آدما دوباره  دور هم جمع بشیم.

 

یاسمن و تینا وسپیده ورومینا ی عزیزم که خیلی گلن و بسی دوست داشتنی ی ی ......

سعید عزیزم که یه پسر گله ه ه  ه ه ه.

نسترن خانومه نازم.یه دختر گله ه ه......و دوست داشتنیه ه ه ه....

نگین خانوم که چند وقته نمیاد.ای بابا

پری جونم اونم خیلی گله

جایی برای تو دوست عزیزم که اولا فک می کردم دختره ولی فهمیدم که پسره.خیلی باحاله.

مانی و نیمای عزیزم که خیلی گلن نیما جان که خیلی به من کمک کردن ........

البرز گلم که چند وقته نمیاد د د د

نیلوفر گل که تازه باهاش دوست شدم م م ......

و سمیرا خانومه گل که همیشه با عکسای سیاوش ترکوندهه ه ه ه.

بروبکس(آریای عزیز که اونم خیلی با مرامه.)

تفریحستان(دوست خیلی گلم که خیلی ام دوسش دارم و خیلی ام با مرامه  ه ه ه)

ما دوتا(نیلوفر عزیزم و نسرین جونم که خیلی جیگرو با مرامن.)ولی خیلی وقته

نیومدن.ولی من دوسشون دارم یه عالمه.

الناز و الهام خانوم که هنوز به وبلاگ ما نیمودن یعنی خیلی وقته نیومدن.ولی بازم

دوسشون دارم.

حالا دوستایی که به سمت آسیای شرقی و.....رفته بود وبلاگاشون ن ن .عزیزای دلم:

صدف و مریم جونم...این دوتا خیلی به من لطف داشتن و همیشه بودن همیشه زورایی ام

نیومدن من اصلا به دل نگرفتم چون اکثرا بودن...راستی نمی دونم چرا اسم این دوتا

همیشه باهم تو ذهنم میاد......

بعدش مینو جونم که خیلی دوسش دارم و اکثرا ÷یشم بوده ه ه و روزایی ام که نیومده به

دل نگرفتم چون حتما نتونسته بیاد.

بعد خاطره جانم خیلی گله کوچولوی منه...اوه  اوه حالا انگار چند سال از من کوچیکتره.ای

بابا.

بعد ساتیا خانوممم گل اونم خیلی دوسش دارم ولی خیلی وقته نیست

بعدش هرمیون عزیزم نمی دونم این چند وقته چرا نمیاد؟؟؟شاید قهر کرده شایدم از

دستمون ناراحته هرمیون جان همینجا اگر ناراحتی ببخش......

آریای عزیز که خیلی وقته نیومده نمی دونم چرا با این که من همیشه به وبلاگش می رفتم

ولی با این حالم دوست جون خودمه ه ه ه.

بعدش سارا ی عزیزم که  خیلی گله ه ه. اونم همینطور خیلی وقته نیومده

بعدش ساناز گلم که داستانای نازی می گه.....خیلی ام دوست داشتنی ههههههه.

آقا دانیال که اونم دوستمه ه ه.اون که فک کنم یکی دوبار اومده ولی با این حالم همیشه

توفکرم بوده...

پیمان عزیزم...که خیلی گله ه ه ه..... خیلی ام دوست داشتنیه ه ه

یاسیییییی گلم.یه دختر مهربون و گل.نمی دونم چرا دیگه نمیاد........

یاسمن گلم که اونم نیومده خیلی وقته.

ماه بانوی گلم م م .خانومی نیستی کجایی؟؟؟؟؟؟خیلی دوست داشتنیه.... خیلی.......

و سوگند خانوم گل که هر دفه رفتم و گفتم بیاد ولی افتخار نداده اما همیشه من می رفتم

وبلاگشش ش ش .چون دوسش داشتم و سانیام همینطور.

.

.

.

. 

نمی دونم چرا ولی یه لحظه دوست داشتم همتون بدونید که چه حسی نسبت به تک تکتون

داشتم ....بفهمید که چقد واسم ارزش دارید حتی اگه اصلن نیاید وبلاگمون.........

حتما می گید دیوونم نه؟؟؟

ای بابا...کار ما از دیوونگی گذشته.خیلیا می دونن.

حالا جدا از این نوشته ها و درد دلا یه حرف دیگه ای ام داشتم.نمی دونم چرا وقتی یه نفرو

دوست داری احساس می کنی که اون دوست نداره نمی دونم چرا ا ا؟؟احساس می کنی که

ازت متنفره این تویی که مثل کنه چسبیدی بهش..........

ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااا.

اگه شما می تونید جواب سوالامو بدید بیایدو بهم کمک کنید......و جوابمو بدید.

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 20:26  توسط مهسا جون  | 

سلاممممممممممم

خوبید؟؟؟

چه خبرا؟؟؟

خوش می گذره؟؟؟؟

راستی قالب جدیدمون قشنگه ؟؟؟؟؟

دلم بد جور گرفته بود گفتم بیامو باهاتون دردودل کنم.

نمی دونم چی بگم  ولی ی ی ی.....

بیخیال این جند روزه با این که کلی درس می خونمو به قول معروف شب تا صبح می خونم و )خر می زنم

(ولی بازم بعضی اوقات نمره ام کم میشیه.اعصابم خورد میشششششهه انقددددد که نگو.

اصلا دیگه  نمی دونم چی کار کنم.ولی خوب بازم تلاشمو می کنم.آخه من آدمی نبودم که بخوام نمره

هام کم شه.....

ولی خوب دیگه حلالا که بعضی اوقات میشه.فکر کنم باید دلیلش این باشه که به خیلی چیزا و کسا فکر

می کنم.که نباید اینجوری باشه

راستی دیشبم متشکرمو ندیدم شنیدم خیلی قشنگ بوده ولی خوب ندیدم دیگه.

راستی یه خبر تو و خوشحال کننده امروز تولد دوست جونم حدیث بود.کلی باهاش جال کردیم.اما خوب از

دسته من ناراحته و کاریشم نمیشه کرد.راستی اگه اگه اگه اومدیدو آمو دیدین چون می دونم خیلیاتون

نمیاید.البته توهین به اون جیگرایی نشه که همیشه میانااااااا.ولی خوب.خلاصه داشتم می گفتم اگه

اومدینو او خوندین.تاریخ تولداتونم بذارید اوکی؟؟؟

راستی این اهنگ نمی خواستم بهنام علمشاهی رو گوش دادین این چند هفته ای تا امو از خونه می

ذارم بیرون همه ماشینا این آهنگرو گذاشتن.

خداییشم قشنگه ه ه  ه.

امروز حوصله ندارم چیزی بذارم.به گلیه خودتون منو ببخشید.راستی امشب جومانگ داره ه  ه.مام فردا

امتحاه داریم ه ه ه ه.ولی نمیشه جومانگو ندید.

خیلی دوستون دارم خیلی خیلی خیلی.فعلا خداحافظ همتون .

راستی ست ایینی واسه فائزستا نمیدونم چرا به اسم من ثبت شده........

یه شعر تقدیم همتون:

می‌دانی؟
حتا صدای قلبم هم نمی‌آمد
انگار همه‌اش را برای نفس‌هات شمرده باشم
حالا تمام شده بود
...
نه اینکه ترسیده باشم، نه
فقط می‌خواستم بگویم چرا نصف شب پاشدم
و رفتم زیر تخت خوابیدم که خدا مرا
بی تو نبیند ...


 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 17:49  توسط مهسا جون  | 

سلام به همه دوستای گلم خوبید؟؟؟؟؟؟

من که حالم اصلا خوب نیست آخه روز تولد یکی از عزیزترین دوستام نتوستم بیام نت

خدااااااااا

ساغرم امیدوارم منو ببخشی خانومی.

با این که دیر شده اما می خوام کولاک کنم

اول کیک تولد:

هوراااااااااا

ساغر جونم تولدت مبارک

تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک بیا شمعارو فوت کن که صدسال زنده باشی.

حالا

کاشکی که صد ساله شی نه صدوبیست ساله شی نه صدو بیست سال کمه همیشه زنده باشه.

 

اوه ه ه ه ه ه ه ه  ه ه ه ه ه

 

اینم شعر تولد تقدیم با عشق

 

روز تولدت شد و نیستم اما كنار تو

كاشكی می شد كه جونمو هدیه بدم برای تو 

درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم 

بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم 

میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم 

از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عكس بگیرم 

من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون 

چراغونی جشنمون، ستاره های كهكشون 

به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم 

هر چی غم و غصه داری یك شبه آتیش بزنم 

تو غمهات و فوت بكنی منم ستاره بیارم 

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم 

كهكشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش 

بیابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش 

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک 

بال فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک 

عاشق تو یه قلب بی قرار و کوچک 

فقط می خوان بهت بگن :.

.

.

.

. تولدت مبارک

حالا همه باهم ساغر دوست داریم ساغر دوست داریم

فدای مهربونیات نازنینم

خیلی ماهی ساغر جونم

قربونت برم الهی.گل همیشه بهار منی.

اینم یه نموره پذیرایی

ساغر م بازم می گم تولدت مبارک.خیلی خیلی دوست دارم دوست جونه نازنینم.

بوس بوس بوس

خیلی گلی تکی یه دونه ای.باور کن عزیز دلمی ساغر جونم.

تولدت مبارک.تولدت مبارک.تولدت مبارک.تولدت مبارک.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 17:35  توسط مهسا جون  | 

سلام به گلای خوشمل خودم م م م

خوبید انشاالله؟؟؟؟؟

چه خبرا خوش می گذره؟؟؟؟؟

چه می کنید با درسا؟؟؟؟؟؟

من که این درسا واسم وقت تنمیذاره که بخوام بیام نت.لالانم با این که کلی درس داشتم اومدم.آخه دلم

واسه تک تکتون یه ذره شده بود د د د د د

خوب بذار فک کنم ببینم چی بذارم واستون؟؟؟

چی بذارم.شاید باورتون نشه ولی الان اصلا هیچی آماده نکردم اومدم باهاتون حرف بزنم.

اشکالی نداره؟؟؟

می دونستم.

حالا بیخیل تیخیل سیخیل(چی شددددددد؟؟؟)

ای بابا.درسای ما که یه جورایی یه جوریه.باور کنید.ولی بااین حال خیلی مشتاقم.امسال یه تصمیم

جدی اندر جدی گرفتم

اونم اینکه درسمو توپ توپ بخونم.باور کنید.ولی خوب یه خورده سخته.سالالی قبل کمتر می

خوندم .ولی دیگه باید عادت کنم دیگه.چون می خوام در آینده بشم خانوم دکتر

فکر کنید خانوم دکتر مهسا.

ها ها ها.

جالب میشه ها.وای چی میشه اگه بشه.میشه.

الان با خودتون می گید این مارو سر کار گذاشته نه؟؟؟؟؟

نه به خدا من شکر بخورم که این کارو کنم.

آره دیگه اگه می بینید کم آپ می کنم به خاطر اینه ببخشید دیگه.راستی دوست جونای من اگرم احتمالا

تو وبلاگای نازو خوشملتون نظرای این بنده حقیرو نمی بینید باور کنید که به تک تکتون سر می زنم امه

وقت نمی کنم نظر بدم.

او ه اوه وقت نمی کنم.

مثل این که خیلی حرف زدم.بذارید حالا یه سری چیز میز دارم واسه دلا و چشای نازتون می ذارم .

اوف ف ف ف ف.یه چیزی من انقد از آهنگ روز حسرت البته متنشا خوشم میاد که نگوووووو.خسلس ناز

نه؟؟؟وبسی پر معنا

اول متنه اونو می ذارم واستون:

روزها فکر من این است و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟

ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست

به هوای سر کویش پر و بالی بزنم

روزها فکر من این است و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟

از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟

به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا

یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم

نه به خود آمدم این جا که به خود باز روم

آن که آورد مرا باز برد در وطنم

خوب این از این.

یه دونه ام متنه نانازو خوشمل دارم واستون بفرمایید:::

وقتی میان چشم هایت رغبتی نیست

دیگر برای دل سپردن قرصتی نیست

بگذار تا عاشق ترین مردم بدانند

بین من و دستان گرمت نسبتی نیست

تا انتهای ماجرا هم پی نبردیم

از مشرق چشم تو ما را قسمتی نیست

چندیست می گیرد دلم باور کن ای دوست

در حجم دستان تو دیگر وسعتی نیست

معذورم از عشقت ببخشایم پریزاد

دیگر برای دل سپردن فرصتی نیست

خوب عکسم بذارم یا نه؟؟؟؟

می ذارم میذارم:

اون بالاییه یه خورده بد از آب در اومد نه؟؟؟؟

خوب یه دونه خوشملشو می ذارم که هم به فصل پاییز بخوره همم ملوس ......

اوففففففف یه چیزی من خیلی بازغیو دوست دارم به خاطر همین بازم ازش می ذارم بفرمایید

راستی بچه ها روز حسرت چه باحال تموم شد...قشنگ بود نه؟؟؟

من دیگه برم.

خداحافظ همتون

دوستون دارم یه عالمه ه ه ه ه ه.

راستی همه ببخشید که خبرتون نکردم..........

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 20:40  توسط مهسا جون  | 

سلام به همه دوستای گلم

خوبید؟؟؟

چه خبرا؟؟؟؟؟

خوش می گذره؟؟؟؟

راستی نظرتون راجع به آهنگ جدید وبلاگ چیه؟؟؟

امروز هر چی فکر کردم با چی آپ کنم به نتیجه نرسیدم.

در نتیجه از همه چی عکس گذاشتم جز کره ایآخه حسش نبود کره ای بذارم.

امیدوارم خوشتون بیاااااااد

اول یه چند تا از کامران تفتی تو زمانی برای پشیمانی

این یکی واسه کار آگاهانه

اینم یه عکس از شاهرخ استخری

اینم یه چندتا عکس از پژمان بازغی جونم م م م م

اینم یه عکس از فیلم مثل هیچکس:

اینم یه عکس از پوریا پور سرخ.اوفف ف ف ف ف ف.

راستی من انقد فرامرز قریبیان و دوسش دارم که نگوو و و و و و

 

اینم یه عکس از مهراوه شریفی نیا که همش از آقایون نباشه.

اینجاروووووووو

 

اینم یه عکس از سه تا بازیگر خانوم(مهناز افشار.مریلا زارعی.اون یککیو نمیشناسم)

اینم دیگه آخریش:

دوتا عکس عشقولانه تقدیم به همه عاشقاااااا

من چه تنها وغریبم

بی تو در دریای هستی

ساحلم شو غرق گشتم

بی تو درشبهای مستی

 

نظر یادتون نره هاااااااااااا

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 17:44  توسط مهسا جون  | 

سلام به دوستای گلم.

آپ امروزمون با همه آپا فرق داره.

در واقع این آپ توسط هرسه تامون گذاشته شده.

من و مژگان و فائزه جون

اول حرف دل خودم:

این ایام و به همتون تسلیت می گم و امیدوارم دعاهای همتون قبول بشه

و همتون

به حاجات دلتون برسید.مارم از دعای خیرتون بی نصیب نذارید.

تو این چند ماهی که این وبلاگو درست کردیم خاطرات تلخ و شیرینی باهم داشتیم

و خواهیم داشت .

این مدت دوستای خیلی خوبی پیدا کردم.که همشون خیلی خیلی دوست دارم.حالا از

 همه ی اوناچندتا سوال داریم:

سوال من:

 به نظرتون وبلاگ پست های متفاوت داشته باشه بهتره یا فقط عاشقانه یا فقط

 کره ای یا.......؟؟؟

این شعر تقدیم می کنم به دوستای نازنینم.::

باز امشب عشق تنها می شود

زخم شمشیر سهم مولا می شود.

آفتاب عشق گلگون می شود.

سینه ی سجاد پرخون می شود

پشت نخل آرزو خم می شود

جاده امشب مانده غریب و بی سوار.

ذوالفقار عدل می گیرد غبار

کاش امشب باز بارانی شود

شوق دل تنها دیدن مولا شود.

 

حرف دل مژگان:

 اول سلام.دوم این که نماز روزه های همتون قبول باشه.یادتون نره تو این شبا

مارو دعا کینید.ایشالا

همتون به حاجتاتون می رسین.

خوب این از سوال من:

به نظرتون وبلاگ ما کره ای باشه خوبه؟؟؟؟

اینم یه متن زیبا واسه شما دوستای عزیزم:

امشب این دل یاد مولا می کند

لیله القدر است و احیا می کند

بشنوید ای گوش دلها بی صدا

نغمه فزت و رب الکعبه را

کاش امشب را نمیبودی سحر

کاش سر بیرون نیاوردی قمر

ای نماز صبح دل بیدار توست

یا علی این آخرین دیدار توست

باید امشب تا به پای جان گریست

بیشتر بر غربت قرآن گریست

حرف دل فائزه:

سلام به همه جیگرای خودم.امیدوارم دعاهاتون همه وهمه قبول باشه.تو این شبا

دعا یادتون نره هاااااااا.

 اینم سوال من:

به نظرتون وبلاگ ما کارش تا الان چطور بوده؟؟؟

خوب این شعرم تقدیم به همتون می کنم:

شب قدر است و من قدری ندارم

چه سازم توشه قبری ندارم

مبادا لیله القدرت سر آید

گنه بر ناله ام افزونتر اید

مبادا ماه تو پایان پذیرد

ولی این بنده ات سامان نگیرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 15:16  توسط مهسا جون  | 

سلام به دوستای گلم

خوبین؟؟؟؟؟؟

امروز با چندتا عکس از کنگ هیو جین اومدم.تو سریال معلم من.

امیدوارم خوشتون بیاد.

بقیشم تو ادامه مطلبههههه

 

 منتظر نظراتون هستم جیگرای من


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 16:56  توسط مهسا جون  | 

سلام به دوستای گلم

 

خوبید؟؟؟؟

 

خوشید؟؟؟

 

خوش می گذره؟؟؟؟؟؟

 

خوب امروز اومدم تا سریال سلام معلم من رو بیشتر واستون معرفی کنم.

 

به نظر سریال نازی میاد.تازه اندی همون پسره تو لابیستم نقش آفرینی کرده تو این فیلم.

 

جزئیات فیلم:

 

 

عنوان فیلم:سلام معلم من (البته یه سری اسمای دیگه ام داشت)

 

 

نوع فیلم:دراماتیک ،علمی ،عاشقانه

 

پخش از شبکه:SBS

 

مدت پخش: 2005.04.13تا2005.06.02

 

زمان پخش:چهارشنبه و پنجشنبه ها ساعت 9:55بعداز ظهر

 

عوامل تهیه:

 

 تهیه کننده: Moon Jung Soo

 

 دستیاران تهیه کننده: Kim Yang, No Jun Kyu

 

نویسنده: Kim Jung Ah

 

کارگردانان: Oh Jong Rok, Kim Hyung Sik

 

بازیگران:

 

 Gong hyo jin در نقش na bo- ri

 

Gong yoo در نقش park tae –in

 

Kim da hyun در نقش ji hyun-woo

 

Choi yeo jinدر نقش noh jem-ma

 

 

دیگر بازیگران:

 

Oh yoon ah در نقشchae eun song

 

Jang hee jin در نقش oh eun- byul

 

Yang geum suk در نقش ji youn he

 

Shin ah در نقش kang ri –ping

 

Cha seo rin در نقش lee hye –bin

 

Kim eun joo در نقش kim sun – ah

 

Park ki young در نقش     pang soo –hyun

Jung ui  chul در نقش lee ho –joon

 

Jung kyun woon در نقش choi chang –il

 

Do han در نقش lee yoo-jin

 

Jo sang ki در نقش nam sung –ki

 

Park in hwan در نقش hwang gap –soo

 

Jo hyung ki   در نقش  dong chil – hwan

 

Kim yoon kyung در نقش oh joo – yeon

 

Lee yoon ji در نقش na sun –jae (خواهر جوان معلم)

 

Hyun young در نقش choi ji ah

Kim Hwa Joo

 

Yoo Da In

 

Lee Eun

 

خوب اینم یه سری عکس از فیلم.

 

 

بقیش تو ادامه مطلبه.

 

منتظر نظراتون هستم جیگرای من.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 13:30  توسط مهسا جون  | 

سلام به دوستای نازم

خوبید؟؟؟؟

امروز یه سری عکس از یه بازیگر نازو مامان به همراه بیوگرافیش واستون آوردم که اسمش گنگ یو.

تو یه فیلم هم بازی اندی:(Kim Da Hyun )اسم فیلمه ام:سلام معلم من

خیلی نازززز و دوست داشتنیه.

اول بیوگرافیش:

اسم:공유 / Gong Yoo (Kong Yoo)

اسم واقعی:공지철 / Gong Ji Cheol (Kong Ji

شغل:هنر پیشه

تاریخ تولد:1979-Jul-10

محل تولد:کره جنوبی

قد:۱۸۴ سانتی متر

وزن:۷۴کیلو گرم

فیلمو گرافیش:

The 1st Shop of Coffee Prince (MBC, 2007

 

One Fine Day (MBC, 2006

 

(Hello My Teacher (SBS, 2005 

 

 (Screen (SBS, 2003

 

(Years 20  (SBS, 2003

 

Hard Love (KBS, 2002

 

(When Ever (KBS, 2002

 

School 4 (KBS, 2001 

خوب اینم از عکساش: بفرمایید

 

 وییییییییییی.چه نااااززززز

 تیپو داری جون من؟؟؟؟

 

 تقریبا ۱۹تا دیگه ام تو ادامه مطلبه.

خوب جیگرای من منتظر نظراتون هستم.

راستی بگید ببینم دوست دارید بیشتر از این فیلم پست بذارم یه نه؟؟؟؟

ادامه مطلبم از دست ندید.خیلی نازننننن

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 17:4  توسط مهسا جون  | 

سلام دوستای گلم

خوبی؟؟

خوشید؟؟؟

خوش می گذره.

راستی ممنون بابت نظراتتون

راستی نماز روزه هاتون قبول باشه ایشالا

اینم پست امروز من.

 


رفتار من عادی است
اما نمی دانم چرا این روزها
از دوستان و آشنایان
هرکس مرا می بیند
از دور می گوید:
این روز ها انگار
حال و هوای دیگری دارد
اما
من مثل هر روزم
با آن نشانی های ساده
با همان امضا,همان نام
و با همان رفتار معمولی
مثل همیشه ساکت و آرام...
(قیصر امین پور)
 

 

و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که ترا میبوسند

در ذهن خود طناب دار ترا میبافند

 

 

 

چیست این باران که دلخواه من است؟
زیر چتر او روانم روشن است.

چشم دل وا می کنم
قصه ی یک قطره باران را تماشا می کنم:
در فضا،
همچو من در چاه تنهایی رها،
می زند در موج حیرت دست و پا،
خود نمی داند که می افتد کجا!
.
.
.
با تب تنهایی جانکاه خویش،
زیر باران می سپارم راه خویش!

 

دلم احساس غم دارد

در این انبوه ویرانی

کمی تا قسمتی ابری

و شاید باز بارانی

 

 

رنگ چشمت رنگ دریا
سینه من دشت غمها
یادم آید زیر باران
با تو بودم با تو تنها
زیر باران با تو بودم
زیر باران با تو تنها

 

 


منتظر نظرهاتون هستم جیگرای من

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 14:17  توسط مهسا جون  | 

سلام به دوستای نازم.و

خوب .خوبید؟؟؟خوشید؟؟؟سلامتید؟؟؟

خوش می گذره؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امروز می خوام بازیگرای لابیستو براتو معرفی کنم البته فقط اسمشون تو فیلمو می گم.

این اولیش:

بازیگرای اصلی:سونگ ایل گوک در نقش هری

و این دختره ام تو فیلم اسمش ماریاست.بیوگرافی همه اینارو تو پستای بعدی می ذاریم.

خوب اینم عکس سوم

اینم تایی هوک که تو فیلم عاشق خواهر ماریاست که طی جریاناتی خواهر ماریا ترور میشه واین بشر عاشق ماریا میشه.:

 

نظر فراموش نشه خوشملای من.

قربونتون برم من ادامه مطلبو فراموش نکنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 14:52  توسط مهسا جون  | 

سلام به دوستای قشنگ ونازم

خوبید خوشید؟؟؟؟

چه خبرا؟؟؟؟

امروز یهویی تصمیم گرفتم از اندی که تو فیلم لابیست بازی کرده عکس بذارم خیلی نازززز.

یه چیز دیگه ام راجع بهش بگم که نگید نامرد چیزی نگفت:عاشقه خواهر سونگ ایل گوک یا همون هری.

تو فیلم خیلی عاشققققققققققق

ناززززززززیییییی.ببینیدش.

اینم بیوگرافیش:

اسم:공유 / Kim Da Hyun (Kim Da Hyeon)

شغل:بازیگری

تارخ تولد:1980-Jan-01

گروه خونی:A

سریال ها:لابیست.پادشاه و من.سلام معلم من

 

بقیشم تو ادامه مطلبه

نظر ندید باهاتون قهر می کنم.

چون من این همه شمارو دوست دارام بعد شما دلمو می شکونید اگه نظر ندید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 18:4  توسط مهسا جون  | 

سلام بچه ها

خوبید؟؟؟؟؟؟

امیدوارم که همتون خوب باشید و سلامت

بچه ها یه خواهشی دارم ازتون

دوستم فریبا رفته تو کما

خواهش می کنم واسش دعا کنید

 

 

 

خداحافظ

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 17:53  توسط مهسا جون  | 

سلام به دوستای نازم

خوبید؟؟؟خوشید؟؟؟چه خبرا؟؟؟خوش می گذره؟؟؟؟؟؟

امروزچندتا عکس از مگیوم به همراه بیو گرافیش واستون آوردم.

نظر یادتون نرههههههههههه

این بیوگرافیش:

نام : Hong Eun hee - هونگ یون هی - (میگیوم در سریال تاجر پوسان)

حرفه : بازیگر

تاریخ تولد : 1980-Feb-17

قد : 167 cm

وزن : 47 kg

خانواده : او همسر Yoo Joon Sang می باشد که او هم نیز بازیگر می باشد.

بقیه تو ادامه مطلبهههههههههه .حدودا۲۰تا عکسه


دلت سنگ شده آره سنگ

 

خیلی سخته وقتی یه نفرو دوست داشته باشی بهش بگی دیوونتم عاشقتم اما اون فقط بخنده

 

و چیزی نگه

 

خیلی سخته هر شب به یادش بخوابی صبحا با یادش از خواب بیدار شی اما اون یه لحظه ام

 

بهت فکر نکنه

 

خیلی سخته به خاطرش هر کاری کنی از همه چیت بگذری اما اون یه بارم نگه دوست دارم

 

خیلی سخته همیشه دلت بخواد فقط یه بار فقط یه بار صدات کنه مهسای نازم اما داغش به

 

دلت بمونه ویه بارم این کلمرو نشنوی

 

خیلی سخته وقتی باهاش میری بیرون و دوست داشته باشی سرتو بذاری رو شونه هاش و

 

هق هق گریه کنی ولی نتونی

 

خیلی سخته دوست داشته باشی بشینی ساعت ها بهش خیره شی وبهش بگی فقط تویی

 

فرشته ی من ولی هر وقت چشمت بهش می افته سرتو بندازی پایین و حتی یه نگاهم بهش

 

نکنی

 

خیلی سخته دوست داشته باشی دستاشو بگیبری تو دستت تا باگرمای دستش آروم بگیری

 

ولی بعد بفهمی این دستا مال یکی دیگس

 

خیلی سخته دوست داشته باشی سرتو بذاری رو پا شو نوازشت کنه اما بعد بفهمی دیگه

 

نوازشاش واسه تو نیست

 

دیگه تورو نوازش نمی کنه

 

خیلی سخته

 

خیلی سخته دوسش داشته باشی اما مجبور باشی فراموشش کنی.

 

می دونی نازنینم همیشه از خدا یه چیزی می خوساتمو می خوام اونم خوشبختیته هیچوقت

 

نفرینت نمی کنم چون تو خواد منی

با تمام وجودم دوستت دارم

 

امیدوارم به اونی که دوسش داری برسی و مثل من درد جدایی نکشی.

 

نازنینم امیدوارم همیشه شاد شاد شاد باشی.

 

از خدا می خوام همه قصه هاتو درداتو رنجاتو همرو نصیب من کنه و شادیهاتو دوچندان

 

کنه.

اینم دلنوشتم نضر بدید راجع بهش
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 17:6  توسط مهسا جون  | 

سلام به دوستای گل و نازم.

دلم واستون اندازه ی سوراخ جوراب پای مورچه شده بود.

اوهوک اوهوک .چه احساساتی.ایول بابا ایول.

امروز چندتا عکس از داینونگ آوردم( Kim Hyun Joo)امیدوارم خوشتون بیاد

نظر یادتون نره هااااااااااااا

ادامه مطلب و فراموش نکنید خیلی نازننننننن


راستی اینم دستنوشته ی خودمه بخونید و راجع بهش نظر بدید اوکی؟

می دونی بعضی اوقات با خودم فکر می کنم بیامو برای اولین بار دل سنگ بشم دیگه عاشق

 

نشم سعی کنم دیگه به ادمای این زمونه دل نبندم حرف هیچ کسو باور نکنم دائما به این فکر

 

کنم که دارن بهم دروغ می گن.دارن تظاهر می کنن.دوست داشتن گفتناشون از ته دل نیستو

 

فقط یه شعار.

 

اما .....

 

اما.........

 

اما نمی تونم .می بینم اگه من یه همچین آدمی باشم دیگه زندگی واسم معنی نداره.دیگه به

 

اون نمیشه گفت زندگی.وقتی ادم احساسشو بذاره کنار دیگه چی ازش می مونه میشه مثل

 

سنگ که هیچی روش اثر نداره هیچی.

 

می دونی وقتی داشتم متنامو زیرو رو می کردم یکیشون خیلی ناز بود بود خیلی قشنگ

 

بود.می گفت:

 

 من فراموشت کردم توام منو فراموش کن.

 

می دونم اگه الان نتونی فرموشم کنی یه روزی می رسه که خیلی راحت بتونی

 

فراموشم کنی .

 

دست سرنوشت هیچ وقت دوتا آدم عاشق و به هم نمی رسونه هیچ وقت پس بهتره هر چی

 

زودتر همو فراموش کنیم.

 

وقتی به این فکر می کردم که منم باید تورو فراموشت کنم آتیش می گرفتم.

 

دوست داشتم دیگه نباشم بمیرمو این روزو نبینم.

 

یاد اون روزایی می افتادم که هر شب واست دعا می کردم.هر شب تا صداتو نمی شنیدم آروم

 

نمی گرفتم.هر شب واست نامه می  نوشتم

 

هرشب به یادت هق هق گریه می کردم.

 

با این که اونقدر عذابم می دادی با این حال دوست داشتم.

 

نمی تونستم فراموشت کنم

 

خیلی سخته وقتی یه نفرو عاشقانه دوسش داشته باشی. دوست داری همیشه این جمله رو

 

لبات باشه گل نازم دوست دارم ولی نتونی بهش بگی.

 

خیلی سخته وقتی شب ور روز به این فکر می کنی که وقتی دیدیش بغلش کنی ساعت ها در

 

آغوشش آروم بگیری.اما وقتی دیدیش حتی یه نگاهم نتونی بهش بکنی

 

خیلی سخته وقتی عاشق یه نفر باشی و با خودت بگی که اون تمام زندگیمه هیچ وقت ترکش

 

نمی کنم ولی اون خیلی راحت جلوت بشینه و از عشقش بگه.

 

بگه یه نفر دیگرو دوست داره.ولی بااین حال بازم دوسش داشته باشی

 

خیلی سخته وقتی دلت می گیره دوست داشته باشی ساعت ها باهاش حرف بزنی بلکه با

 

شنیدن لحن صداش آروم بگیری بعد بهت بگه دارم می رم بیرون یه وقت بهم زنگ نزنیا.

 

بعدش بفهی که اون ساعت با اونی که دوسش داشته رفته.

 

خیلی سخته تو خیالت هزار بار خودتو لعنت کنی و بگی روانی فراموشش کن اما تا این فکر

 

به ذهنت میاد از خودت متنفر شی

 

خیلی سخته خیلی سخته بدونی دیگه دوست نداره اون شونه های نازنینش واسه یکی دیگس

 

اون حرفای قشنگش که همیشه آرومت می کرد دیگه تو گوشت زمزمه نمیشه .

 

ولی بازم بگی منو دوست داره.دارم اشتباه می کنم.................

 

خیلی سخته وقتی عاشقشی همه بهت بگن تو اون به درد هم نمی خورین بهتره فراموشش

 

کنی

 

دوست داشته باشی فریاد بزنی به خدا نمی تونم فراموشش کنم.بابا عاشقشم دوسش دارم می

 

فهمید اما یه بغض سنگین راه گلوتو گرفته باشه وهیچ کاری نتونی بکنی.

 

خیلی سخته همه بشینن جلوتو ازش بد بگن دوست داشته باشی بهشون بگی تورو خدا بس

 

کنید ولی نتونی چیزی بگی.

 

خیلی سخته

 

خیلی سخته دوسش داشته باشی و اما نتونی به اون و دیگران ثابت کنی که واسش می

 

میری.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 14:10  توسط مهسا جون  | 

سلام.

به به به .چع خبرا؟؟؟خوبید؟؟؟خوشید؟؟؟؟امروز چندتا عکس از دانی یونگ آوردم با بیوگرافیش.

اوهوک اوهوک.

نظر ندیدااااا میام می دونم باهاتون چی کار کنم.

نام : Kim Hyun-joo - کیم هیون جو - ( دانی یونگ در سریال تاجر پوسان)

حرفه : بازیگر

تاریخ تولد : 1978-Apr-24

محل تولد : Kyung-ki province, Il-san City

قد : 167cm

وزن : 48kg

گروه خون : B

خانواده : او دارای یک برادار جوان می باشد

اینم عکساش.

بقیه تو ادامه مطلب.نبینید از دستتون رفته هااااااا

نظر ندید میام می کشمتون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 13:59  توسط مهسا جون  | 

سلام دوستای گلم.خبید خوفید سلامتید؟؟؟؟

چه خبرا خوش می گذره؟؟؟؟

اینجا که می دونید همه چی می ذاریم؟؟؟؟

خوب امروز واستون یه سری عکس باحال از سریال مورد علاقم تاجر پوسان آوردم.

نظر یادتون نره هاااااااااااااااااااا

 

 

 

 

 

 

دفه بعد بیوگرافی بازیگراش با یه سری دیگه عکس من می ذارم واستون

دوتا دیگمونم به کار خودشون ادامه می دن.

عاشقانه و ورزشی می ذارن.

حال کنید دیگه خلاصه.

نظر یادتون نره هااااا

ادامه مطلبم از دست ندید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 16:40  توسط مهسا جون  | 

سلام به دوستای گل و عزیزم.

تولد امام حسین (ع)رو به همه تبریک می گم.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 12:48  توسط مهسا جون  | 

تقدیم به تو ای مهربونم

                         دوستت دارم خیلی زیاد

                                             بیا با اسمان پیمان ببنیدم

                                                               که تا او هست ما هم با وفاییم

گفت و گو

من میگم بهم نگاه کن 
تو میگی که جون فدا کن
من میگم چشات قشنگه
 تو میگی دنیا دو رنگه
من میگم چه قدر تو ماهی
تو میگی اول راهی
من میگم بمون همیشه
تو میگی ببین نمیشه
من می گم خیلی غریبم
تو میگی نده فریبم
من میگم خوابت رو دیدم
تو میگی دیگه بریدم
من می گم هدف وصاله
تو ولی میگی محاله
 من میگم یه عمره سوختم
 تو میگی قلبم رو دوختم
من میگم چشمات و وا کن
تو میگی من و رها کن
من میگم خیلی دیوونم
تو میگی آره می دونم
من میگم دلم شکسته ست
تو میگی خوب میشه خسته ست
من میگم بشین کنارم
تو میگی دوستت ندارم
من میگم بهم نظر کن
تو ولی میگی سفر کن
من میگم واسم دعا کن
تو میگی نذر رضا کن
من میگم قلبم رو نشکن
تو میگی من می شکنم من ؟
من میگم واست می میرم
تو میگی نمی پذیرم
من میگم شدم فراموش؟
تو میگی نه ، رفتم از هوش
من میگم که رفتم از یاد ؟
تو میگی نه مرده فرهاد
من میگم باز شدی حیروون ؟
تو میگی بیچاره مجنون
من میگم ازم بریدی ؟
تو می پرسی نا امیدی ؟
من میگم واسم عزیزی
تو میگی زبون میریزی؟
من میگم تو خیلی نازی
تو میگی غرق نیازی
من میگم دلم رو بردی
 تو میگی به من سپردی ؟
من میگم کردم تعجب
تو میگی دیگه بگو خب
من میگم تنهایی سخته
تو میگی این دست بخته
من میگم دل تو رفته
تو میگی هفت روزه هفته
من میگم راه تو دوره
تو میگی چاره عبوره
من میگم می خوام بشم گم
تو میگی حرفای مردم ؟
من میگم نگذری ساده ؟
تو میگی آدم زیاده
من میگم دل به تو بستن ؟
تو میگی اینقده هستن
من میگم تنهام میذاری ؟
تو میگی طاقت نداری ؟
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم اهل بهشتی
تو میگی چه سرنوشتی
من میگم تو بی گناهی
تو میگی چه اشتباهی
من میگم که غرق دردم
تو میگی می خوام بگردم
من میگم چیزی می خواستی ؟
تو میگی تشنمه راستی
من میگم از غم آبه
تو میگی دلم کبابه
من می گم برو کنارش
تو میگی رفت پیش یارش
من میگم با تو چیکار کرد ؟
تو میگی کشت و فرار کرد
من میگم چیزی گذاشته ؟
تو میگی دو خط نوشته
من میگم بختش سیاهه
تو میگی اون بی گناهه
 من میگم رفته که حالا
تو می گی مونده خیالا
من میگم می آد یه روزی
تو میگی داری می سوزی
من میگم رنگت چه زرده
تو می پرسی بر میگرده ؟
من میگم بیاد الهی
تو میگی که خیلی ماهی
من میگم ماهت سفر کرد
تو میگی تو رو خبر کرد ؟
من میگم هر کی با ماهش
تو میگی بار گناهش؟
من میگم تو بی وفایی
تو میگی بریم  یه جایی
من میگم دلم اسیره
تو میگی نه خیلی دیره
من میگم خدا بزرگه
تو میگی زندگی گرگه
من میگم عاشق پرنده ست
تو میگی معشوق برنده ست
من میگم به روزها شک کن
تو میگی بهم کمک کن
من میگم خدانگهدار
تو میگی تا چی بخواد یار
من میگم که تا قیامت
برو زیبا به سلامت
پشت تو آب نمی ریزم
که نروندت عزیزم
دوستت دارم

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 18:41  توسط مهسا جون  | 

سلام به دوستای گلم خوبید خوشید سلامتید؟؟؟

ممنونم از نظراتون

امروز چندتا عکس از امراه آوردم.

امیدوارم خوشتون بیاد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 13:53  توسط مهسا جون  | 

سلام مجدد

اینم پست دوم امروز من .....

به به به به واقعا لذت می برم از حضور سبز دوستان  نظراتشون

ممنون که نظر می دید..........

چه دشوار است،
راز چشمانِ ترا دانستن
و خموش از کنارَت گذشتن!
از گریبانِ تنگِ غنچه ها بپُرس
غوغای دل تنگی ام را!
این تندیس ِ محزونِ من است،
وارثِ ناسپاسی های عشق
و تازیانه های روزگار!

 

دل میدم به دست غربت

 

جایی که باشه محبت

 

بی خیال هرچی تنهاست

 

می دونم خدایی اونجاست

 

تک و تنها تو شب ِ تار

 

می زنم آروم رو گیتار

 

می خوام از خودم بخونم

 

قدر تنهایی بدونم

 

دیگه نای موندنم نیست

 

نفسای خوندنم نیست

 

دوست دارم امشب بمیرم

 

تا که باز آروم بگیرم

 

همه باز بهانه سازن

 

نمیخوان با من بسازن

 

منه آشفته با حسرت

 

دوست دارم برم تو غربت

 

کجا برم کجا برم

 

جایی که آدم نباشه

 

تنهایی خدا باهاشه

 

این تمام آرزومه

 

که کسی پیشم نمونه

 

دیگه نای موندنم نیست

 

نفسای خوندنم نیست

 

دوست دارم امشب بمیرم

 

تا که باز آروم بگیرم

 

همه باز بهانه سازن

 

نمی خوان با من بسازن

 

منه آشفته با حسرت

 

دوست دارم برم تو غربت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 22:7  توسط مهسا جون  | 

سلام به همه دوستای گلم.....

خوشحالم که میاین و نظر میدین........

اینم یه شعر عاشقانه و مامانی و ناز تقدیم به همه دوستام و اونی که عشقمه و خیلی دوسش دارم.....

بي تو اما عشق بي معناست،مي داني؟

دست هايم تاابد تنهاست،مي داني؟
ا

سمانت را مگيراز من كه بعد از تو

زيستن،يك لحظه هم بي جاست،مي داني؟

"دوستت دارم"همين،اين راز پنهاني

از نگاه ساكتم پيداست،مي داني؟

عشق من!بي هيچ ترديدي بمان با من

عشق يك مفهوم بي"اما"ست،مي داني؟

 

هرچه دارم در میان خواهم نهاد
بی خبر سر در جهان خواهم نهاد

آب حیوان چون به تاریکی در است
جام جم در جنب جان خواهم نهاد

زین همت در ره سودای عشق
بر براق لامکان خواهم نهاد

گر بجنبد کاروان عاشقان
پای پیش کاروان خواهم نهاد

جان چو صبحی بر جهان خواهم فشاند
سر چو شمعی در میان خواهم نهاد

سود ممکن نیست در بازار عشق
پس اساسی بر زیان خواهم نهاد

گر قدم از خویش برخواهم گرفت
از زمین بر آسمان خواهم نهاد

مرغ عرشم سیر گشتم
از قفس روی سوی آشیان خواهم نهاد

تا نیاید سر جانم بر زبان
مهر مطلق بر زبان خواهم نهاد

زهر خواهد شد ز عیش تلخ من
صد شکر گر در دهان خواهم نهاد

آستین پر خون به امید وصال
سر بسی بر آستان خواهم نهاد

دست چون می نرسدم در زلف دوست
سر به زیر پای از آن خواهم نهاد

در زبان گوهرافشان فرید
طرفه گنجی جاودان خواهم نهاد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 13:54  توسط مهسا جون  | 

اینم یه متنه زیبا  واسه همه دوستای نازنینم ...ممنون که نظر می دید...............

کودک و خدا

الو ... الو... سلام .کسي اونجا نيست ؟؟؟؟؟مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟ پس چرا

کسي جواب نميده؟ يهو يه صداي مهربون! ..مثل اينکه صداي يه فرشتس .بله با کي کار

داري کوچولو؟ ـخدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.ـبگو من

ميشنوم .کودک متعجب پرسيد: مگه تو خدايي ؟من با خدا کار دارم ...
ـ

هر چي ميخواي به من بگو قول ميدم به خدا بگم . صداي بغض آلودش آهسته گفت

يعني خدام منو دوست نداره؟؟؟؟ فرشته ساکت بود .بعد از مکثي نه چندان طولاني:

نه خدا خيلي دوستت داره.مگه کسي ميتونه تو رو دوست نداشته باشه؟ بلور اشکي که

در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روي گونه اش غلطيد وباهمان

بغض گفت :اصلا اگه نگي خدا باهام حرف بزنه گريه ميکنما... بعد از چند لحظه هياهوي

سکوت ؛

بگو زيبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگيني ميکند بگو..ديگر بغض امانش را بريده

بود بلند بلند گريه کرد وگفت:خدا جون خداي مهربون،خداي قشنگم ميخواستم بهت بگم

تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...چرا ؟اين مخالف تقديره .چرا دوست نداري بزرگ

بشي؟آخه خدا من خيلي تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ

شم نکنه مثل بقيه فراموشت کنم؟نکنه يادم بره که يه روزي بهت زنگ زدم ؟نکنه يادم

بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقيه که بزرگ شدن و حرف منو نمي فهمن.مثل

بقيه که بزرگن و فکر ميکنن من الکي ميگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست

نيستيم؟پس چرا کسي حرفمو باور نميکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه

اينطوري نمي شه باهات حرف زد...

خدا پس از تمام شدن گريه هاي کودک:آدم ،محبوب ترين مخلوق من.. چه زود خاطراتش

رو به ازاي بزرگ شدن فراموش ميکنه...کاش همه مثل تو به جاي خواسته هاي عجيب

من رو از خودم طلب ميکردند تا تمام دنيا در دستشان جا ميگرفت.کاش همه مثل تو مرا

براي خودم ونه براي خودخواهي شان ميخواستند .دنيا براي تو کوچک است ... بيا تا

براي هميشه کوچک بماني وهرگز بزرگ نشوي...

کودک کنار گوشي تلفن،درحالي که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو

رفت.....

با تشکر از دوست عزیزم ساغر

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 16:59  توسط مهسا جون  | 

امروز یه مطلب خیلی قشنگ واستون آوردم امیدوارم از خوندنش لذت ببرید..

نمی دونم این مژگان و فائزه کجان؟؟؟؟؟ اگه دستم بهشون برسه می دونم چی کارشون کنم....

 

سلام دوست من

مي‌خواي بدوني خونه‌ي خدا كجاست؟ خونه‌ي خدا اون بالاست تو آسمونه. به خاطر همينه كه وقتي

 

مي‌خواي باهاش حرف بزني آسمون رو نگاه مي‌كني. هر وقت مي‌خواي دعا كني دستاتو رو به آسمون

 

مي‌بري. در خونه‌ي خدا هميشه بازه مثل خونه‌هاي ما حصار، پنجره و قفل مركزي نداره. هر كي در

 

خونش در بزنه نياز به اف اف نداره فقط ميگه بفـرما تو.

اما وقتي باهاش خيلي خوب ميشي، ندار ميشي اونوقت خدا مي‌ياد پايين اينقدر مي‌ياد پايين كه وقتي

 

مي‌خواي باهاش حرف بزني ديگه نياز نيست بالا رو نگاه كني فقط كافيست دستتو روي قلبت بزاري.


ثروت خدا خيلي زياده خيلي زياد. حتي بيشتـر از دارايي ما آدم‌ها. اينقدر ثروت داره كه هر كدوم از ما هر

 

چقدر ازش بخواهيم بهمون مي‌ده. بلاعوض بدون سود. ثروت خدا پول نيست. عشق، محبت، صفاست،

 

وجدان و ... اما خدا مثل ما انسان‌ها حقيـر و بي‌جنبه نيست.

رنگ خدا سفيده بدون هيچگونه لكي. سفيد يه دست. سفيد مطلق

خدا هميشه در دسترسه شب و روز، وقت و بي‌وقت، تو خونه، تو بيابون و خيابون. هر وقت بهش نياز

 

داشته باشي باهاته فقط كافيست صداش بزني.

ملاقات با خدا زمان و مكان نداره. براي ديدنش هم مثل دولتمـردان،‌ سياستمداران، رئيس و رؤسا نياز به

 

بند( پ ) نداري. نياز نيست براي ديدن و حرف زدن باهاش چند هفته و چند ماه در ليست انتظار بموني.

 

تازه وقتي كارت رو انجام داد منتي سرت نمي‌زاره. من من نمي‌كنه.

چهره خدا مثل چهره يه دوسته. يه دوست خوب كه مي‌توني تمام حرفاتو بهش بزني حتي اون حرف‌هايي

 

رو كه به بابا و مامانت نميگي. خدا مثل دوست خوبت رازداره هميشه هواتو داره چه تو شادي چه تو غم.

مهرباني خدا مثل مهربوني مامانه. قهر و دعواش مثل قهرهاي باباست. كه اگـر به موقع دعوات نكنه

 

هيچوقت متوجه عشق و علاقه‌ي خالصانه‌اش نميشي. فقط مي‌تونم بگم خدا شبيه يه دوسته. يه

 

دوست واقعي.

البته اين حرف براي يه بچه سه‌ساله خيلي سنگين و غيرقابل هضمه. اما براي ما كه ادعاي بزرگي داريم

 

قابل فهمه .

خدايا به داده و نداده‌ و گرفته‌ات شكـر. كه داده‌ات نعمت است و نداده‌ات حكمت است وگرفته ات امتحان

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 14:29  توسط مهسا جون  | 

امروز داشتم به این فکر می کردم اونایی که میرن مکه چه حسی بهشون دست میده....؟؟؟؟

اونجا چه جوریه...........که رفتم تو آلبومم چندتا عکسی که آبجیم امسال از اونجا گرفته بودو پیدا

کردم و دیدمو حس خوبی بهم دست داد گفتم واسه شمام بذارم که ببینید........

من که تا حلا مکه نرفتم اما از خیلیا تعریفشو شنیدم....من که با دیدن این عکسا یه لحظه

احساس کردم اونجام.امیدوارم این احساس به شمام دست بده....ولی خوش به حال اونایی

که از نزدیک اینجارو دیدن

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 0:11  توسط مهسا جون  | 

سلام خوبید؟؟؟

امروز داشتم کتاب می خوندم این مطالب خیلی جلب

 

توجه کرد...من که خیلی با متنه حال کردم...

 

راجع بهشون نظر بدید.....

 

خداوندا به من فضيلتی عطا فرما که تا با کفش های

 

کسی راه نرفته ام در مورد راه رفتن او اظهار نظر

 

نکنم !

 

قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬


لختی در ايستگاه دنيا توقف کرد و پيامبر رو به جهان کرد


و گفت: مقصد ما خداست ٬


کيست که با ما سفر کند ؟


کيست که رنج و عشق توامان بخواهد ؟


کيست که باور کند دنيا ايستگاهی است تنها برای گذشتن ؟

قرن ها گذشت اما از بيشمار آدميان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند .


از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود .


در هر ايستگاه که قطار می ايستاد ٬ کسی کم می شد .


قطار می گذشت و سبک می شد .


زيرا سبکی قانون راه خداست .


قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ به ايستگاه بهشت رسيد .


پيامبر گفت :‌اينجا بهشت است .


مسافران بهشتی پياده شوند . اما اينجا ايستگاه آخرين نيست .


مسافرانی که پياده شدند ٬ بهشتی شدند .


اما اندکی ٬ باز هم ماندند ٬ قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند .


آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت :


درود بر شما ٬ راز من همين بود .


آن که مرا می خواهد ٬ در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد .


و آن هنگام که قطار به ايستگاه آخر رسيد ٬ ديگر نه قطاری بود و نه مسافری ...

نويسنده : خانم عرفان نظرآهاری (

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 22:9  توسط مهسا جون  | 

سلام......

خوبید همگی؟؟؟

چه خبرا؟؟؟؟

امروز دوتا عکس و یه شعر .استون آوردم..

نظر یدید یادتون نره هاااااااا...

راستی چرا هر کی میاد واسه پست بالایی نظر میده....

بابا ما سه تاییم واسه سه تامون نظر بدید.

.

کی می گه من توروخیلی دوست دارم؟
کی میگه من به تو و ا بسته شد م؟
دیگه اصلا نمی خو ام ببینمت
به خد ا قسم ا ز ت خسته شدم
کی می گه هلا کتم دیو و نتم؟ ؟
هر کی گفته اشتباه کرد ه بدون
من یه عابر از کنار خونتم
کی می گه منظورم ازنفس تویی؟
کی می گه نباشی من دق می کنم..
یعنی انقد دیوونم که می شینم
واسه امثال تو هق هق می کنم
کی می گه یادت منو عذاب می ده
حالا من می مونم و یه زندگی
با کسی که عاشق و مقد سه
با کسی که گفته هر چی تو بگی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 14:52  توسط مهسا جون  | 

سلام....

همگی خوبید؟؟؟؟؟

ما سه تا که اصلا حالمون خوب نیست.....

بابا شما که میاید چرا نظر نمیدید؟؟؟؟؟

راستی اون پستی که اون بالاست پست جدید ما نیست یکی پایین تر از اون جدیده.......

اگه يه روز من مُردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سرِ مزارم و گلِ سرخي رو روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي که بهت داده بودم رو به خاطرم بيارم ... ولي... اگه تو مُردي ... من فقط يه بار ميام مزارِت .. ميام و اون دسته گلِ سفيدِ مريم رو که با خون خودم سرخشون کردم ، برات هديه ميکنم وعاشقانه کنارت جون ميدم تا بدوني هيچ وقت تنها نيستي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 16:20  توسط مهسا جون  | 

سلام.....

خوفید؟؟؟؟

ایندفه چندتا عکس قشنگ واستون آوردم امیدوارم از دیدنشون لذت ببرید

قربونتون<<مهسا>>

شعار من تو زندگی:

بخند تا دنیا به روت بخنده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 15:1  توسط مهسا جون  | 

اینم یه شعر زیبا تقدیم به همه ی عاشقای ناز...........

دست گذاشتم رو یکی ...

دست گذاشتم رو یکی که یک فشون خاطر خواشن
همشون هنر دارن ، یا شاعرن یا نقاشن
یا که پشت پنجرش با گریه گیتار می زنن
یا که مجنون می شنو تو کوچه ها جار می زنن
دست گذاشتم رو کسی که عاشقم نمی دونست
سر بودم از خیلیا و لایقم نمی دونست
دست گذاشتم رو کسی که مجنونا دیوونشن
همه شاهزاده ها ، دربون دور خونشن
دست گذاشتم رو کسی که رنگ چشماش روشنه
شمشاد همسایمون پیش قدش یه سوزنه
دست گذاشتم رو کسی که طعم چشماش عسله
کمترین شعری که تو می شنوی از اون غزله
دست گذلشتم رو کسی که ماه ازش طلب داره
خورشید از شعله ی چشمای اونه که تب داره
دست گذاشتم رو یکی که همه دور و برشن
مردشن ، دیوونشن ، مجنونشن ، پرپرشن
دست گذاشتم رو یکی که عاشقاش زیادین
همه جورشو داره ، هم عجیبن ، هم عادین
دست گذاشتم رو یکی که نه سفیده نه سیاه
ظاهرش گندمیه ، به چشمم اما کیمیا
دست گذاشتم رو یکی که داشتنش خوابه هنوز
 کمترین شاگرد چشماش خود مهتابه هنوز
دست گذاشتم رو یکی که عادتش نساختنه
سرنوشت هر کسی که می خواد اونو ، باختنه
دست گذاشتم رو یکی که اون منو دوست نداره
من تو پاییزم و اون اهل یه جا ، تو بهاره
دست گذاشتم رو یکی که شعرمو گوش می کنه
آخرین بیت و می خونه و فراموش می کنه
دست گذاشتم رو یکی که کهکشون ، قایقشه
انقدر دوسش دارن ، هر کی خوبه ، عاشقشه
دست گذاشتن رو یکی که خندشم نفس داره
 تو تمام نقشه های خوب دنیا دس داره
دست گذاشتم رو یکی که دست گذاشته رو همه
ولی هر کسی رو که تو نشون بدی ، می گه کمه
دست گذاشتم رو یکی ، ما رو چه به فرشته ها
برو شاعر ، تو بمونو ، عشقو ، دست نوشته ها
دست گذاشتی رو کسی که از تو خندش می گیره
اینا رو دلم می گه ، می گه و بعدش می میره
دست گذاشتن رو کسی آسونه اما ساده نیست
 توی اینجور بازیا ، خوب همیشه اراده نیست
می نویسم که دیگه رو هیچکی دست نمی ذارم
ولی نه دروغه من هنوز اونو دوستش دارم
دست گذاشتم حالا رو قلبمو ، چشامو ، سرم
تا مث تو قصه ها ، از یادم اونو ببرم
ولی دست ، عاقلتر مونده روی همین یکی
چرا من بذارمش رو سر و چشام ، الکی

فدای همه ی عاشقا بشم.....

اینم شعار من تو زندگی:بخند تا دنیا به روت بخنده

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 14:51  توسط مهسا جون  |